نمونه هایی از کاریکلماتورهای سهراب گل هاشم

شاید زیباترین منحنی جهان لبخند باشد.

برای شستن قالی , اول به گل هایش آب داد.

زمستان سر خیلی ها را کلاه گذاشت.

با «خون دل» زندگی ام در جریان است.

همیشه درست می گویم , اما نمی دانم چرا حق با دیگران است.

بعضی ها با طنز شیرین نان می خورند و بعضی ها با نان شیرین , طنز می گویند.

برای آنکه «آینده»اش را خراب کنند «حال»اش را گرفتند.

حتی موهایم هم می دانند که پایان شب سیه سپید است.

خیلی از معتادها تابلو هستند اما ارزش هنری ندارند!

شاید با «ارز»معذرت , مشکل تورم حل شود!

اگر حرف مفت را می خریدند , خیلی ها میلیاردر بودند.

تا اسفند دود نکنی , بهمن سقوط نمی کند.

قبل از اینکه « پایتان » بلغزد , «دست» نگاه دارید.

آنقدر در خودم فرو رفتم که سر از قوزک پایم در آوردم.

به قدری شکمو بود که حرف هایش را هم می خورد.

قلمی که مغز ندارد حتما آبرویت را خواهد برد.

بهترین راه برای حفظ آثار باستانی همچنان در زیر خاک بودن آن است.

من با رویا زندگی می کنم و رویا با دیگری.

دلی که هر رهگذری را بپذیرد , مثل اجناس حراجی «بُنجل» است.

پُر بودن حساب بانکی , باعث خالی شدن کینه های زناشویی می شود.

وقتی کلاهتان پس معرکه باشد , تازه اول معرکه اید.

هر وقت کاسه صبرم لبریز می شود , جُرعه ای از آن را می نوشم.

با «چشمک» خورشید خانم , آدمک برفی از «خجالت» آب شد.

در عکس دو نفره ما جای تو همیشه خالی ست.

نوه ام از مینی«بوس»های من کلافه شد.

دل تان بزرگ باشد , بزرگ کردن شکم که کاری ندارد.

با دیدن قبض آب , برق از سرش پرید.

واژه سکوت , نیازی به مترجم ندارد.

سخنان خوب گوش های نا آگاه را آزار می دهد.

ذهنم کلمات را به بازی گرفته و رفتارم زندگی را.

بعضی از خیابان ها دو طرفه اند و بعضی یک طرفه , اما خیابان بی طرف نداریم.

نیامدی نگاهم دست خالی برگشت.

گاهی اوقات«کلیه»امورم درد می کند.

بعضی از آدم هادر ظلمات اندیشه خود غرق می شوند.

بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم.

آن قدر دست روی دست گذاشت که پا روی دُمش گذاشتند.

برای پولدارها زندگی «جاری»است و برای بی پول ها«زن بابا».

دروغگو آدم بدی نیست,چون می داند حقیقت تلخ است؛لذا باعث اوقات تلخی مردم نمی شود.

باز هم فراموش کردم فراموشش کنم.

پلیس شخصی است که نبودن او باعث ایجاد امنیت برای مجرمان خواهد بود.

پیری دورانی است که انسان قادر به بی وفایی به همسرش نیست.

وجدان چیزی است که انسان را از لذت بُردن هنگام گناه باز می دارد.