به مناسبت29اسفند روز ملی شدن نفت

شعری از استاد محمدعلی سپانلو

در وصف دکتر محمد مصدق

بگذار تا پیام تو را
با چشم‌های ساکت خود منتشر کنند
بگذار تا عصای تو
با انتظار ما
بر گور روستایی‌ات آهسته گل کند
بگذار آب‌های پرآواز
همواره در ستایش آزادی
زیر درخت پیر
روان باشند

آه از شهود مرگ که میدانست
چون میتوان ز پای درانداخت
پیران و پهلوانان را
و پنجه زد به پنجره خسته
ملی ترین سخنور دوران را

آگاه باش زیستی این چنین عظیم
از خانه تا اداره مشغول
از می فروش تا در سقا
وز تشنگی به تشنگی دیگر
ایثار نفس ماست، ولی هرگز
در سر نپخته شوق نشانهای افتخار
بگذار تا سکوت ثمرمند ما
بر شاخه های اصل فناکرده، بشکفد

این یک سلوک بودن در بومی است
که خوی پروراندن مردان پیر را
از دست داده است




 

اگر برای تو شعری عاشقانه بخوانم

این شعر تا ابد با تو خواهد زیست

حتی وقتی که من دیگر نباشم!

یا وقتی که دیگر میان ما عشقی نباشد

شعر عاشقانه بیشتر از آدمها می ماند

عاشقانت تو را ترک می کنند

اما شعر عاشقانه

همیشه با تو خواهد بود

پس بگذار برایت شعری عاشقانه بخوانم!

شعری از اعماق جان

که مرا به یاد تو آورد . . .

شعری که همیشه با تو بماند

یازهرا.

ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد

فخرپیروزی شیربویراحمدودنا

حاج زارع بر همگان خجسته باد

فرزندان آریوبرزن درود بر غیرتتان.