"جایی برای بازگشت"
مرد: می خواهم برگردم!
زن: به کجا
مرد مستاصل ماند چند سال پیش زادگاه او را سیل ویران کرده بود.
ناچارپرسید: جایی سراغ نداری!
زن گفت: نه
مرد زیر لب زمزمه کرد: خیلی بد شد!
فردای آن روز مرد به مدت یک ماه از خانه بیرون رفت تا جایی برای بازگشت داشته باشد.