خداحافظی ( فاضل نظری )



یه سلام گرم خدمت همه ی دوستای عزیزم که با کامنت هاشون شرمندم کردند...

امروز داشتم کتاب "گریه های امپراتور" فاضل نظری رو ورق می زدم... رسیدم به شعری که خیلی به دلم نشست. گفتم بگذارمش توی وبلاگ.


به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع، ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه، خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد!

حسين پناهي


سلام.......خداحافظ
چيزي تازه اگر يافتيد
بر اين دو اضافه كنيد
تا بل
باز شود اين در گمشده بر ديوار...
" حسين پناهي "