شعري زيبا براي تو


غافل به من رسيدو وفا را بهانه ساخت

افكند سر به پيش و حيا را بهانه ساخت

از بزم تا ز آمدن من برون رود

برخاست گرم و دادن جا را بهانه ساخت

رفتم به مسجدي كه به رويش نظر كنم

بر رخ گرفت دست و دعا را بهانه ساخت.....